خرید بک لینک

ریا یعنی چه؟ بنظر من اون جوری زندگی کردن که باب میل دیگران باشه یا از روی ترس رفتار ی بکنم که دلم نمی خواهد. مثلا یه خانم یک شخصیت کاملا عادی داره آهنگ گوش مده تو جمع رفقا غیبت مکنه دوس داره برقصه و.. ولی بمحض اینکه می فهمه حامله شده تا روز زایمان هر روز قران دعا و مفاتیح گل گردنش اویزونه چرا؟ که مثلا بچش مومن بشه یا فلان نشه نظر شما چیه؟

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 0:28

آیا پیش اومده که بچه ها همش موخان از خونه برن در؟ یا همش بهونه خرید و چیزهایی الکی و نوبر دارن؟ فکر مکنید علتش چچیه؟ چیزی که من فهمیدم بخاطر نبود امنیت عاطفی و روحی تو خونه هست. مثل بونه گرفتن زیاد کنترل کردن مشاجره والدین

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 0:28

کنترل یعنی مسولیت گریزی یعنی من نموخام اراده وزندگیم بدم دست خدا یا اینکه درکی از خدا ندارم یعنی اینکه موخام خدایی کنم مثلا هی زور مزنم بچم رو اونجوری بار بیارم که خواست خودومه فلان ورزش رزمی بره جلساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 20:24

در ادامه این پست موخام عوارض سرکوب خشم رو بگم توی جمع نشسی خواهر همسرت یکی تکه برات مندازه یا توی جمع یه رفتاری مشه که حالت بد مشه ولی ظاهرت اینو نشون نمده وقتی عصبانی مشی چکار مکنی؟زودی واکنش نشون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 20:24

-دوستش ازش مپرسه از دستم ناراحتی در حالی که سعی در بی خیال نشون دادن داره و با لبخند ساختگی رو لب نه بابا چرا ناراحت؟ (در واقع ازش متنفره) -بخاطر اینکه دوستش ناراحت نشه و اونو از دست ندهاز حق خودش مگذره ولی بعدش از دست خودش عصبانیه مثلا وقتی حق رو به بچه دوستش مده تا عروسک بچش رو ورداه -پیشنهاد رابطه جنسی همسرش رو قبول می کنه در حالی که هنوز بخاطر برخورد دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:42

این کلمه چه چیزی رو در ذهن شما تداعی می کنه؟ کمی فکر کنید ..... سوراخ گوش: فکر کنید وقتی هنوز بچه بودین تو خونه چه چیزهایی شنیدین؟ صدای دعوای پدر مادر سر هر مساله ای مثل خرجی خونه یا چرا بچا رو بد تربیت مکنی و .... نفرین والدین بخاطر یک اشتباه (الهی بری برنگردی-الهی یکی بچه گیرت بیاد بدتر خودد) شنیدن فحش شنیدن کلمات تحقیر آمیز(مرده شورد ببرن واش این کار کرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:42

بحث فیلتر تلگرام چند وقتیه داغه خیلی از مردم بنا به دلایلی دارن مقاومت می کنن و دوست دارن تو تلگرام بمونن. اینکه فیلتر کردن کاری درستیه یا نه بستگی به نظر خودتون داره ولی یک حرکت خیلی خوب تو این روزا دیدم که برام خیلی جالب بود برخی شخصیتها بجای امر و نهی و منبر رفتن برای مردم از خودشون شروع کردن و این کار و انجام دادن مثل ایشون و ایشون خدا کنه این فرهنگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:42

چرا خشم خودون را مخفی مکنیم؟چرا رابطه خوبی با خشم نداریم؟خشم خوبه یا بده؟

خشم یک احساس خوبه کهخ از آدم محافظت مکنه.باعث مشه اجازه ندم کسی بهم اسیب بزنه-احساس ارزش کنم و دگه دم دست نباشم

واکنش شما موقع خشم چچیه؟

فحش مدین؟

جیغ مکشید؟

داد و قال راه مندازی؟

همیشه مگفتن عصانی نشو زشته اقه بی جنبه حالا دندون رو جگر مذاشتی.

من همیشه با بروز خشم خسارت زدم وخوردم

چطور باید خشم خودم رو نشون بدم درستش چطوره؟


برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1397 ساعت: 2:42

-ترس از گفتن واقعیت به شریک زندگی بخاطر اینکه می ترسم اونو از دست بدم -یوقتایی مدونم حرفش درست نید ولی چون مترسم از دستش بدم مگم تو راس مگی - مرد همش نگرانه تلگرام زنشه نکنه با کسی سر سری داشته باشه -چرا اقه زن شلخته هد ؟چرا سفره جمع نمکنه؟ چرا چرا ..چون مدام زیر نظرش داره و اخرش همیشه بعد این همه زور زدن برای نگهداشتن و کنترل کردن مفهمه که زیر سرش بلند شده (از بس که بجای توجه کنترلش کرده) وابستگی یعنی این چیز یا شخص(بچه -همسر-بابا -مامان) مال منه پس من صاحبش هستم پس باید کنترلش دست من باشه. شما چطور؟از بعضی کارای بچه ها و اطرافیان که مثل شما نیستن اعصابتون خرد ه؟ نگران آیندشون هستین؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 15:26

امروز بزرگترین مشکل زندگیت چیه؟

چه مشکلی امروز بیشتر از همه ذهنت رو درگیر کرده ؟

ارتباط با اطرفیان؟

نداشتن کنترل رو بعضی رفتارا؟

فکرت در گیر یه نفره که با دیدنش دلت می لرزه؟

مشکل مالی؟

می دونستین پیدا کردن خود این مشکل یکی از بزرگترین هنر های ماست

چچطوری می شه پیداش کرد؟

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 15:26

دلنوشته های یک شورکی اول دفتر کانکشن در اینجا مطالبی درباره خودم روزگار خوش گذشته واینده و هر چیزی که خوشم بیاد منویسمفعلا که از اینجا خیلی خوشم اومده تا ببینیم بعدا چطو مشه برای ارتباط راحت تر می تونید به این آیدی تلگرام پیام بدین hd3094@ صندوقچه آخرین مطالب ۹۶/۰۶/۱۷ وابستگی ۹۶/۰۴/۲۹ اموات ۹۶/۰۴/۰۹ سلامت عقل ۹۶/۰۳/۲۹ فضای مجازی ۹۶/۰۳/۱۲ مخالفت1 ۹۶/۰۲/۰۹ تسلیم2 ۹۶/۰۱/ادامه مطلب

برچسب: وابستگی, نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 15:07

حتما تو کانالای تلگرامی شیبه این جملات رو زیاد دیدین پنجشنبه است.همان روزی که دل میگیرد.و اشک درچشمان جاری روزی که دل،دلتنگ میشود برای عزیزانی که درکنار ما نیستند روحشون شاد ویا....... مناسب دیدم بجای جملات شعار گونه بالا اینا رو بنویسم : باز هم پنجشنبه است همان روز تکراری برای مردگان روزی که زنده ها دلتنگ ترندبرای دیدنی . برای عزیزانی که دور بر ما هستند و منتظریم وقتی مردند بالای مزارشان خودمان را جر بدهیم شاید پنج شنبه ها از این رو دلگیرند که ما احساس گناهمان بیشتر از احساس تنهاییست مادران و پدارن زنده ای که دلتنگ صحبت با عزیزان موبایل بدستند از بس که به در ورودی زل زدن تقریبا مثل امواادامه مطلب

برچسب: اموات, نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:59

اگه امروز کسی بهتون بگه که شما عقل درست و حسابی ندارین شما چچی مگین؟ حتما ناراحت مشین ولی واقعیت اینه که ما تو زندگیمون کارایی مکنیم تقریبا از نتیجش آگاهی داریم ولی تکرارش مکنیم مثلا من مدونم ارتباط با یه آشنای قدیمی که افکار منحرف داره قراره کله منم بپیچونه بارها امتحانش کردم و حال خرابی کشیدم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 3:47

که با جمله "بنام خداوندی که عشق را آفرید "شروع و جمله" نمک در نمکدان شوری ندارد دل من طاقت دوری ندارد" پایان می یافت که توسط کودکی نا بالغ و یا انداختن جلوی پای طرف در مسیر خانه به دست معشوق می رسیدبرخی اوقات نامه توسط باد به مقصد دیگری می رفت و بدست نا اهلان می افتاد(مثلا حاجی سکینه ) در فضای جاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 14:16

چون من معیاری برای تصمیم گیری ندارم .مسیر من مشخص نیست و نمی دانم چرا می گم نه چون من استقلال فکری ندارم و آدم وابسته ای هستم -درست بعد از اینکه نه میگم ترسها به جونم می افته و روی خودم قضاوت می کنم و مهم نیست که نه گفتن با معیار درستی بوده یا نه در کل می ترسم -با خودم کلی کلنجار می رم و بعد هم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کریمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی